شنبه, 29 آبان 1395 ساعت 12:12

اربعین حسینی ، زیارتی توصیف ناشدنی

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
در طول 10 روز گذشته، صدها خبرنگار و ده ها شبکه تلویزیونی و همه شبکه های اجتماعی کوشیده اند تا زیارت اربعین را آنگونه که هست، برای خوانندگان، بینندگان و کاربران خود توصیف کنند اما به جرات می توان گفت در توصیف زیارت اربعین ناتوان بوده اند.
شاید برخی ها هم کوشیدند که زیارت اربعین را از لابلای کتاب ها بفهمند و با جست و جو در سندهای روایی و سرمنشأ تاریخی این 'شعیره' از آن توصیفی عادلانه بدهند، اما بازهم در توصیف قاصر بودند و نتوانستند سر جذبه اربعین را بفهمند.
نگارنده این سطور که در طول 10 سال گذشته توفیق حضور در پیاده روی اربعین داشته و همه محور های حرکت زائران را نیز تجربه کرده است، اعتقاد جازم دارد که اربعین را نه از منظر دوربین ها و نه توصیف های شاعرانه و نه تحقیق علمی می توان درک کرد، این زیارت را جور دیگر باید فهمید.
حتی آنگاه که ده ها کیلومتر راه را پای پیاده طی کرده ای و رمقی در پاها و جان باقی نمانده و احساس می کنی که از فرط خستگی، فشارت افتاده و دچار سرگیجه شده ای و خواب هم بر تو مستولی شده و مزاجت شاید کمی تند شده است، هنوز به یقین اربعین را نفمهیده ای.
حتی آن هنگام که در نیمه های شب به دنبال خیمه ای یا سرپناهی می گردی تا شاید خستگی تنت را با خواب، جبران کنی اما می بینی که همه خیمه ها و اماکن از جمعیت خسته، پر شده و همه در خوابی عمیق فرو رفته اند و تو با این بار خسته جان، همچنان باید دنبال جا و مکانی بگردی، هنوز این زیارت را نفهمیده ای.
آنگاه که هیات ها و موکب ها از کثرت جمعیت، تمام آذوقه خود را تقدیم زائران کرده اند حتی آب هم در این موکب ها وجود ندارد و تو خسته پا و بی رمق ، تازه از راه رسیده ای و فقط عبارت های تشویقی اصحاب موکب ها را می شنوی که زائران را به ادامه مسیر تشویق می کنند، و در به در دنبال لقمه نانی و لیوان آبی می چرخی، هنوز هم اربعین را نفهمیده ای.
شاید آن هنگام که به آستانه حرم سید الشهداء (ع) می رسی یا دست به ضریح ابوالفضل عباس (ع) می زنی و سپس در کسری از ثانیه، سختی راهی را که آمده ای تا به این معشوق برسی، به یاد می آوری و بغض گلویت می ترکد و های های گریه می کنی، چیزی از اربعین فهمیده باشی اما هنوز همه اربعین را نفهمیده ای.
هنوز اربعین برای جان فرتوت و خسته ات، سختی های دیگری تدارک دیده تا در این تمرین انسانیت، آبدیده شوی، آری، لحظه بازگشت، لحظه ای است که زائران پخته اربعین از ناپخته ها شناخته می شوند.
آنگاه که جان را نای رفتن نیست و می خواهی فقط به یک وسیله نقلیه، چنگ بزنی تا تو را به شهر و دیارت برگرداند، اما همین که وسیله از راه می رسد صدها نفر به آن هجوم می برند و تو از فرط خستگی، قادر به این رقابت جانکاه نیستی و این لحظه ای است که انسان ممکن است از کوره به در رود و از شدت خستگی، عصبی شود، برای همین هنوز اربعین را نفهمیده ای.
اربعین آنگاه که به شهر و دیار و منزلت رسیدی و لباس خستگی را از تن زدودی و دوش گرمی گرفتی و استکان چای داغ را نوشیدی، یک لحظه، جاذبه ای عمیق تو را در افکارت، غوطه ور می کند؛ که در این راه چه بر سرت گذشت و اینجاست که بغض گریه، گلویت را می فشارد.
اینجاست که سر به زیر می اندازی و به جای های های گریه ها، قطرات گرمی از اشک، چشمانت را خیس می کنند و یکباره سرت را بالا می گیری و به اطرافیانت که دور تو جمع شده اند تا قصه های اربعین را از تو بشنوند، روی می گردانی و به همین جمله اکتفا می کنی: 'باید باشید تا اربعین را بفهمید!'
خاورم *4*353*1770*2041**انتتشار دهنده: سید شاهپور حسینی

اطلاعات تکميلي

خواندن 1145 دفعه

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

آخرین اخبار

اخبار انتشارات دیجیتال

پربازدیدترین اخبار