چهارشنبه, 26 آبان 1395 ساعت 11:24

جایگاه کتاب و کتابخوانی در عصر طلایی تمدن اسلامی

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
گسترش دانش، ملازمتی همیشگی با توسعه میراث مکتوب داشته است. مسلمانان، به حکم تعالیم نورانی اسلام، از نخستین روزهای بعثت پیامبراکرم(ص)، برای حفظ میراث دینی خود، فن کتابت را فرا گرفتند و آن را بسان وظیفه ای دینی و الهی گسترش دادند.
در ادامه این گزارش به قلم جواد نوائیان رودسری می خوانیم: فرهیختگان جهان اسلام، با پیروی از آموزه هایی همچون «قَیِّدوُا العلمَ بالکِتاب»، آموخته های خود از دانش دیگران و هر آنچه را بر آن افزوده بودند، با نگارش کتاب های متعدد و ارزشمند حفظ کردند.

این چنین بود که کتاب، به عنوان نگهدارنده و حافظ میراث دینی، علمی و اخلاقی مسلمانان، در تمدن اسلامی، جایگاهی ممتاز و برجسته پیدا کرد. استاد «محمدرضا حکیمی» در کتاب «دانش مسلمین» می نویسد:«درباره اهمیت و عظمت و وسعت کتابخانه در اسلام و تأسیس این بنیاد عظیم فرهنگی و اندیشه ای، نیازمند بحث چندانی نیستیم؛ زیرا این مسئله امروز شناخته شده است. آزادی [فراگیری] علم در اسلام و ترویج نگهداری آثار اندیشه ای، خود عامل مؤثری بود برای اهمیت دادن هر فرد مسلمان به کتاب و اثر مکتوب دینی و فکری. می دانیم که در روایات دینی نیز دستورهایی برای جمع آوری و نگهداری کتاب داده بودند. بعد از اهمیتی که جامعه اسلامی به حفظ نسخه های قرآن و حدیث نبوی می ‌داد، این دستورات نیز از عوامل عمده تأسیس بنیادهای فرهنگی و فکری بود.»

**رونق کتابفروشی ‌ها در جهان اسلام
با چنین زمینه ای، دانش اندوزی و توسعه علوم، در جهان اسلام، به فضیلتی بی بدیل تبدیل و ثمره این رغبت به دانش، طی قرن اول و دوم هجری آشکار شد. دانشمندان و اندیشمندان مسلمان، آثار سترگی را در عرصه های مختلف علوم پدید آوردند. طبعاً انتشار این آثار نیازمند تقویت صنعت نشر بود. کتابفروشی ها و مراکز نسخه برداری از کتاب ها رونق گرفت. «ویل دورانت»، در کتاب تاریخ تمدن می نویسد:«بیش از یکصد کتابفروشی در بغداد بود که در آن جا، به جز فروش کتاب، از کتاب ها نسخه برداری می کردند و خطوط تزئینی می نوشتند؛ مجامع ادبی نیز بود. بسیاری از طلاب علم، معاش خود را از استنساخ کتاب برای بازرگانان کتابفروش به دست می آوردند.» روایت «ویل دورانت» نشان می دهد که اهتمام مسلمانان به انتشار علم، چگونه صنعت نشر را به صنعتی پر سود در جهان اسلام تبدیل کرده بود.

در قرون سوم و چهارم هجری، که اوج اعتلا و عظمت تمدن اسلامی محسوب می شود، کتاب به یکی از اقلام مورد نیاز و ضروری در زندگی مسلمانان تبدیل شده بود. «ویل دورانت» می نویسد:«در غالب مسجدها کتابخانه ای بود؛ در بیشتر شهرها نیز کتابخانه های عمومی بود که تعداد زیادی کتاب داشت و درهای آن به روی طالبان علم گشوده بود. به سال 339هـ.ق(950م) در موصل یک کتابخانه عمومی بود که یکی از نیکوکاران تأسیس کرده بود و مطالعه کنندگان، به جز کتاب، کاغذ مورد نیاز خود را هم در آن جا می یافتند.» بخش عظیمی از ظرفیت موقوفات در سرزمین های اسلامی هم به کتاب و کتابخوانی اختصاص داده شده بود.

این وقف ها تنها به ایجاد کتابخانه و تهیه کتاب محدود نمی شد. در کتابخانه بصره، کسانی که به صورت حرفه ای به کار تحقیق و مطالعه مشغول بودند، مقرری دریافت می کردند. این حمایت های مالی باعث به وجود آمدن آثار علمی و پژوهشی گرانسنگی شد. به عنوان نمونه، «یاقوت حِمَوی» برای تألیف کتاب ارزشمند «معجم البلدان»، سه سال از عمر خود را در کتابخانه های مرو و خوارزم گذراند و از حمایت های مالی این مراکز استفاده کرد. اهدای کتاب به کتابخانه های جهان اسلام، به سنتی مرسوم و پسندیده تبدیل شده بود که بر تعداد کتاب های موجود در کتابخانه ها می افزود. تنها فهرست کتاب های موجود در کتابخانه ری، به ده جلد بالغ می شد. مسلمانان ثروتمند، داشتن کتابخانه خصوصی را نشانه بزرگی می دانستند و سرمایه حکما و دانشمندان، در جهان اسلام، چیزی جز کتاب نبود. «ویل دورانت» می نویسد:«امیر بخارا یک طبیب معروف را به دربار خود دعوت کرد؛ او نپذیرفت و گفت چهارصد شتر برای حمل کتاب های خود لازم دارد. وقتی واقدی[سیره نویس مشهور] درگذشت، ششصد صندوق پر از کتاب برجای گذاشت که برای حمل هر صندوق دو مرد لازم بود. بعضی بزرگان (چون صاحب بن عباد)، به قدر همه کتابخانه های اروپا کتاب داشتند.»

او معتقد است در هیچ کدام از کشورهای جهان، به جز چین در دوران «مینگ هوانگ»، مانند شوقی که برای جمع آوری و نگهداری کتاب در سرزمین های اسلامی وجود داشت، ایجاد نشده است. شکوه تمدن اسلامی در کتابخانه های پر رونق آن متجلی بود. دانشوران مسلمان در تمام عرصه ها، به نادره دوران خود تبدیل شده بودند. «ویل دورانت» می نویسد:«در این چهار قرن، زندگی فرهنگی مسلمانان به اوج رسید. در هزاران مسجد قلمرو اسلام، از قرطبه(کوردوبا) تا سمرقند، شمار دانشوران کمتر از ستون ها نبود و علم و فصاحتشان در ایوان ها انعکاس داشت. راه های کشور از گروه بی شمار جغرافی دانان و مورخان و عالمان الهی پر بود که در طلب علم و حکمت روان بودند ... هیچ کس جرات نداشت مال فراوان داشته باشد مگر آن که با مال خود ادبیات و هنر را کمک کند.»

**میراث مکتوب اسلام در اسپانیا
زنده یاد استاد «احمد آرام» در مقدمه خود بر کتاب «کارنامه اسلام» می نویسد:«آن زمان که اسلام، با نیروی خداییِ دادگستر و دانش پرور خویش، از اقیانوس باختری تا اقیانوس خاوری سایه افکند، مؤمنان به این دین مبین، همچون فریضه ای دینی به جست وجوی دانش برخاستند و هر کجا آن را یافتند، بی تعصب و بی جانبداری به گردآوری و تنقیح و تنظیم و تکمیل آن پرداختند.» با فتح اندلس به دست مسلمانان، در واپسین سال های سده نخست هجری، این موجِ دانش دوستی به اروپا هم رسید. در اندلس اسلامی کتابخانه های بزرگ و باشکوهی تأسیس شد و دانشمندان نام آوری همچون «ابوالقاسم زهراوی»(جراح شهیر و از اهالی قرطبه)، «ابوالقاسم مسلمه مجریطی»(ریاضیدان و شیمیدان و از اهالی مجریط یا مادرید)، «ابن باجه»(طبیعی دان و منجم)، «ابن رشد»(فیلسوف و اهل قرطبه)، «ابن مالک اندلسی»(ادیب و نحوی معروف) و «جابر بن افلح اندلسی»(ستاره شناس و ریاضیدان اهل سویل) در آن به تحقیق و پژوهش پرداختند. «ویل دورانت» درباره عظمت تمدن اسلامی و رونق کتاب و کتابخوانی در اندلس می نویسد:«تعلیم عالی به عهده استادانی بود که در مسجدها درس می دادند. برنامه دروس آن ها دانشگاه قرطبه را به وجود آورد که رشته های مستقل داشت و در قرن دهم و یازدهم میلادی تنها دانشگاه قاهره و بغداد از آن سبقت می گرفتند.

در غرناطه، طلیطله، اشبیلیه، مورثیا، آلمریا، والانسیا و قادس مدرسه های متوسط نیز بود. صنعت کاغذسازی از بغداد آمد و حجم و شمار کتاب ها را بیفزود، تا آنجا که در اسپانیای اسلامی هفتاد کتابخانه عمومی بود. ثروتمندان به کتاب های خودشان که با چرم قرطبه جلد شده بود، می بالیدند. دوستداران کتاب نسخه های کمیاب و مزین را فراهم می کردند. حضرمی، یکی از علمای آن دوران، در حراج کتاب در قرطبه مردی را دید که درباره قیمت کتابی که طالب آن بود، پیوسته، بالادست او می زد و از قیمت واقعی کتاب خیلی بالاتر رفت.»

**میراثی که تمدن اسلامی را جهانی کرد
بی تردید، این پیشرفت و نوآوری تنها در سایه تعالیم اسلامی ممکن شد. به نوشته زنده یاد دکتر «عبدالحسین زرین کوب» در مقدمه کتاب «کارنامه اسلام»، «آنچه این تمدن را جهانی کرده است، در واقع نیروی شوق و اراده کسانی است که خود از هر قوم و ملتی که بوده اند، به هر حال منادی اسلام بوده اند و تعلیم آن. بدین گونه مایه اصلی این معجون، که تمدن و فرهنگ اسلامی خوانده می شود، در واقع اسلام بود که انسانی بود و الهی، نه شرقی و نه غربی. جامعه اسلامی هم که وارث این تمدن عظیم بود، جامعه ای بود همجنس که مرکز آن قرآن بود، نه شام و عراق. با وجود معارضاتی که طی اعصار بین فرمانروایان آن روی می داد، در سراسر آن یک قانون اساسی وجود داشت: قرآن، که در آن، نه مرزی موجود بود و نه نژادی؛ نه شرقی در کار بود و نه غربی. در مصر یک خراسانی حکومت می کرد و در هند یک ترک. غزالی در بغداد کتاب در ردّ فلسفه می نوشت و ابن رشد در اندلس به آن جواب می داد.»
*منبع: روزنامه خراسان 1395.8.26
**گروه اطلاع رسانی**9128**2002**انتشاردهنده: فاطمه قناد قرصی

اطلاعات تکميلي

خواندن 1098 دفعه

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

آخرین اخبار

اخبار انتشارات دیجیتال

پربازدیدترین اخبار