دوشنبه, 20 دی 1395 ساعت 13:10

چرا نمی نویسیم – علی حبیبی*

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
دانش و تجربه بشری در بسیاری مواقع به دلیل ثبت نشدن، با خطر نابودی روبرو می شود از این رو حفظ و نوشتن آن می تواند کمک شایانی به نسل حاضر و آینده کند.
بسیاری از افراد با وجود آنکه از تحصیلات عالی برخوردارند اما تمایلی به نوشتن تجربیات و دانش خود ندارند و همین عامل باعث می شود که تجربیات و معلومات بدیع آنان، مورد استفاده دیگران قرار نگیرد.
این بی رغبتی به نوشتن سبب می شود که صرفنظر از محروم شدن دیگران از دانش و معلومات فرد یاد شده، آن شخص نیز از کسب مهارت های لازم نوشتن فاصله بگیرد که این عامل چندین پیامد برای وی به همراه دارد.
نخست اینکه دانسته های او هرگز مورد استفاده دیگران قرار نمی گیرد، دوم اینکه تمایل نداشتن به نوشتن، باعث می شود که فرد روز به روز از نوشتن احساس ناخوشایندی کند در حالیکه نوشتن و توصیف یک رویداد، دنیای شیرینی برای نویسنده آن خلق می کند که نمی توان با چیز دیگری آن را عوض کرد. سوم اینکه وقتی مطلبی را می نویسیم امکان دارد با انگیزه های مختلف چندین بار آن را مرور کنیم که این تکرار و مرور، به اصلاح و غنی تر کردن مطلب حاضر و یا بعدی منجر می شود.
تمایل نداشتن افراد به نوشتن و نگارش از اشکالات جامعه ما است که از کودکی شروع می شود و تا بزرگسالی ادامه می یابد. خیلی از ما همانطوری که به راحتی سخن می گوییم به همان نسبت قادر به نوشتن ذهینات خود نیستیم. ما برخلاف اروپایی ها، بیشتر به فرهنگ شفاهی و دیدن تولیدات سمعی و بصری علاقه مند و متکی هستیم و همین عامل به بیگانگی ما با فرهنگ نوشتاری منجر شده است.
ما همانطوری که بیان می کنیم محتاج تقویت فن نویسندگی نیز هستیم. یک تفاوت اساسی بین بیان و نوشتن وجود دارد. عمر بیان و کلام که نوشته نشود همان لحظه است بنابر این اگر ذهنیات خود را روی کاغذ نیاوریم دانسته ها و آگاهی های ما محو خواهد شد اما نوشته روی کاغذ یا فضای مجازی برای مدت طولانی باقی خواهد ماند.
امروز با وجود اینترنت و شبکه های اجتماعی خیلی راحت تر می توان به ثبت تفکر، اندیشه، خلاقیت، ابتکار، ابداع و دغدغه های خود اقدام کرد و این یک فرصت بی بدیل برای همه افراد است.
در مدرسه، دانشگاه، جامعه، اداره، بازار و خیابان همواره با موضوعات و تفکرات و تجربه های مختلف روبرو هستیم و این دانش و تجربه برای استفاده خود و دیگران باید به صورت نوشتار ثبت شود ولی خیلی از ما تمایلی به این کار نداریم.
این اشکال تمایل نداشتن به نوشتن به نظام آموزشی و پرورشی و دانشگاه ها و در وهله بعد به همت ما بر می گردد.
مدرسه شاید الفبای فارسی را به ما بیاموزد ولی هرگز فن نوشتن را به ما یاد نمی دهد و این موضوع تا حدی از نظام ناکارآمد مدارس و سپس بی رغبتی فرد ناشی می شود، اما بخش اعظمی از ایرادات به افراد برمی گردد.
نویسندگی هم به مطالعه مستمر و مداوم نیازمند است و هم به نوشتن مکرر، ولی این اصل مهم را رعایت نمی کنیم و پیامدهای آن در ناتوانی ما در هنگام نوشتن و تالیف ظاهر می شود.
نویسندگی برای خود دنیایی دارد و وقتی می توانی دغدغه های خود و دیگران را روی کاغذ بیاوری انگار بار بزرگی از دوش کسی برداشتی و این کار، احساس رضایت عمیقی به انسان دست می دهد.
خیلی از ما تجربیات و دانش زیادی داریم که قادریم برای جمع محدودی تعریف و بیان کنیم اما هرگز قادر به ثبت آن روی کاغذ نیستیم و این ثبت نشدن ممکن است به نابودی یک تفکر و ایده بدیع و نو منجر شود.
اشکال و ایراد نظام آموزشی چیست؟ نظام آموزشی ما شامل 12 سال تحصیل در مدرسه، چهار سال کارشناسی، دو سال کارشناسی ارشد و دستکم پنج سال مقطع دکتری است که در این سال ها خیلی از افراد در نوشتن و نگارش توانمند نمی شوند.
در مدارس درس انشا داریم که معمولا در ساعات آخر و در مرده ترین ساعات درسی به دانش آموزان ارائه می شود. در نظام قدیم درس انشا در مدارس ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان تدریس می شد ولی اکنون در مقطع دبیرستان این درس در ساعات درسی پیش بینی نشده است. نبود این درس در این مقطع متوسطه نشانه چیست؟ آیا دانش آموزان ما بعداز پایان دوره ابتدایی کاملا به نوشتن مسلط شده اند که حالا این درس در این مقطع وجود ندارد؟ قرائن نشان می دهد که خیلی از دانش آموزان پس از فارغ التحصیلی و کسب دیپلم هم قادر به نوشتن یک نامه ساده هم نیستند حالا معلوم نیست با کدام منطق و استدلال این درس در این دوره دیده نمی شود.
خلا وجود این درس در این دوره و بی اهمیتی مدارس به درس انشا، باعث شده دانش آموزان از نظر نگارش با مشکل جدی روبرو شوند که عوارض ایجاد این مشکل به سایر دروس نیز شیوع می یابد و سپس امتداد آن تا دانشگاه ها و تحصیلات عالی پیش خواهد رفت. یک تفاوت اساسی بین رفع این مشکل در مدرسه و دانشگاه ها وجود دارد و اینکه در مدرسه بدلیل شروع یادگیری یک بهانه برای رسیدگی به وضعیت نوشتن وجود دارد اما در دانشگاه ها هرگز برای نگارش و درست نوشتن و به طور کلی نوشتن، واحدی ارایه نمی شود. بنابر این دانشجو هرگز فن نوشتن و یا درست نوشتن را فرا نمی گیرد و به همین دلیل ممکن است این مشکل و ناتوانی را تا مقطع دکتری به همراه داشته باشد.
شاید خیلی از تجربیات و ابتکارات و علم ودانش بخاطر ثبت نشدن، هرگز مکتوب نشود که این عامل باعث خسارات فراوان به جامعه بشری خواهد شد. تدوین پایانه ها امروز یکی از دشوارترین درس ها از سوی دانشجویان قلمداد می شود و اگر دانشجو به دنبال پایان نامه های آماده از بیرون نباشد باید در تدوین آن مصائب زیادی تحمل کند که این امر به همان تمرین نکردن تالیف و نوشتن بر می گردد.
دانشجو اگر همه دانش و علم آن درس را داشته باشد ولی چنانچه نتواند آن را روی کاغذ بیاورد در واقع تجربه و علمی در اختیار دارد که ثمری برای جامعه و شاید برای خود ندارد. اگر بگوییم همه دانش و علم بشری از طریق کتاب و نوشته به نسل های آینده انتقال می یابد سخن گزافی نگفته ایم از این رو نوشتن تجربیات شخصی شاید نخستین گام ورود به این مسیر محسوب شود.
در واقع نوشتن و نگارش امروز به یک کالای لوکس تبدیل شده که فقط بین افراد خاص وجود دارد. حتی این عارضه در بین برخی فعالان رسانه نیز دیده می شود. ما برای رفع این مشکل نیازمند یک نهضت فراگیر نگارش هستیم.
این نهضت باید از مدارس شروع شود و در دانشگاه ها ادامه یابد و گرنه ممکن است خیلی از استعدادها و دانش ها امکان ظهور و بروز پیدا نکند و این می تواند خسارات جبران ناپذیری به رشد و ترقی کشور وارد کند.
شاید یکی از دلایل ظهور پدیده تقلب در ارائه مقالات علمی ناشی از این مساله باشد در حالی که می توان با کمی دقت و برنامه ریزی در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی، هر دانشجو به یک مولف تبدیل شود. این راهی است که دستیابی به آن خیلی هم دشوار نیست به شرط آنکه برنامه ها و آموزش های ما جدی تر دنبال شود و مثلث دانشگاه، استاد و دانشجو این نهضت را همراهی کنند.

—---------------------------------------------------------------------
** دبیر ایرنا** 1569** انتشار دهنده: امید غیاثوند

اطلاعات تکميلي

خواندن 43 دفعه

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

آخرین اخبار

اخبار انتشارات دیجیتال

پربازدیدترین اخبار