شنبه, 18 دی 1395 ساعت 17:02

عکس فوری از ایران

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
اگر قرار بود از داشته ها و توانمندی های 101 هزار و 591 روستا و آبادی ایران دیدن کنید چقدر زمان لازم بود؟ یا اگر می خواستید از این 22 میلیون و 635 هزار نفر، یک عکس فوری دسته جمعی بگیرید چه راهی داشتید؟همه اینها در دومین نمایشگاه توانمندی‌های روستاییان ممکن شده است.
در صبح تهران چشم که وا می کنی ساختمان های بلندش را می بینی که حتی تابش آفتاب را از تو دریغ می کند، اما امروز صبح اینجا که من ایستاده ام در شمال تهران و چشم در چشم البرز استوار، خیزش خورشید روی سینه کوه سکه های نور را روی سیاه چادرها، چپرها، خانه های گلی و کلبه های چوبی پاشیده و رنگین کمانی از نور را مهمان خمخانه چشمانم کرده است.
طعم گل ها و گیاهان دارویی را نچشیده ام اما همین عطرش که در فضا پیچیده، مشامم را پر می کند مسحور کننده است و شفابخش.
پای لباس های الوان، غذاهای رنگارنگ و موسیقی شاد مقامی و محلی که به میان می آید، پاک فراموشم می شود که در کلانشهرم چون حال و هوای روستا تا عمق جانم نفوذ کرده است همان حال و هوایی که در کتابهای دوران دبستان شعرش را خوانده بودم«خوشا به حالت ای روستایی ... چه شاد و خرم، چه با صفایی».
در بدو ورود به سالن 8 و 9 نمایشگاه بین المللی تهران، زیر تابلوی بزرگی که نوشته شده «دومین نمایشگاه توانمندی های روستاییان و عشایر» نمایندگانی از اقوام مختلف ایرانی که لباس های محلی به تن دارند در حال گرفتن عکس دسته جمعی هستند و صدای خنده شان، صمیمیت و همدلی را در عین گونه گونی آداب و گویش ها به ما می فهماند.
این نمایشگاه که با شعار «روستاها و مناطق عشایری کانون تولید و ارزش آفرینی» از 15 تا 18دی ماه به مدت 4 روز توسط معاونت توسعه روستایی و مناطق محروم ریاست جمهوری و برای دومین سال متوالی در محل دائمی نمایشگاه های تهران برگزار شده است، قرار است حامی کالای ملی و ایجاد کننده ارتباط مستقیم روستاییان با سرمایه گذاران شبکه های بازرگانی داخلی و خارجی باشد.

** خونخوار زندگی بخش / فرش خوزستان / خبرنگاران عربی علاقمند به ایران /
هر ساعت که می گذرد فوج فوج به جمعیت بازدیدکننده اضافه می شود کنجکاو می شوم تا جاییکه مجابم می کند مدیر اجرایی نمایشگاه را پیدا کنم و از آمار دقیق بازدیدکنندگان بپرسم؛ به رغم اصرار من، از دادن آمارعددی دقیق پرهیز و آن را موکول به بعد می کند ولی با قاطعیت می گوید که جای شگفتی دارد که در همین چهار روز و با توجه به اینکه فقط دومین دوره این نمایشگاه است، میزان استقبال از نظر عددی نزدیک به همان آماری است که هر ساله پیرترین و بزرگترین رویداد فرهنگی کشور یعنی «نمایشگاه کتاب تهران» به خود می بیند.
هر بار که سر می چرخانم در این 4 سالن بزرگ و محوطه بازی که گویی به انتها نمی رسد چیز تازه ای می بینم . روستاها و ایل های نمادین، چادرها و سیاه چادرهای عشایری، کارگاه های آموزشی عکس و سالن پخش فیلم، مراسم آیینی و بازی های بومی محلی، محوطه بازی کودک،سفره خانه و چایخانه سنتی و طبخ غذاهای مختلف، دفاتر انجمن دوستی ایران و سایر کشورها در بخش بین الملل و بسیارانی دیگر که سبب می شود فکر کنم که چرا زمان این نمایشگاه به مثابه اطلاع رسانی آن کم و ناکافی است؛ نکته ای که برخی بازدید کننده های هیجان زده از صبح بارها به من گفته اند.
به ساختمان سپیدرنگ معاونت روستایی ریاست جمهوری که وسط نمایشگاه است سرک می کشم و از مسئولی می پرسم که چرا این نمایشگاه در تهران برگزار شده و پاسخ می دهد:« پیشنهاد جاهای مختلف بود ولی عمده سرمایه گذاران داخلی و خارجی در پایتخت مستقر هستند و ظرفیت رسانه ای تهران با سایر نقاط غیر قابل قیاس»
اینکه مشابه چنین نمایشگاهی را بارها در ایران دیده ام اما تفاوت محسوس این نمایشگاه جامعیت آن است به نحوی که من هم از دیدن و شنیدن برخی عناوین و غرفه ها غافلگیر می شوم؛ عنوان هایی مثل «خونخوار زندگی بخش » که به پرورش زالوی ایرانی که سهم نادری در درمان و پزشکی دارد یا «فرش خوزستان» که در زمره انواع شهره و معروف فرش ها و زیراندازهای ایرانی اسمش را نشنیده بودم و خانم نابینایی آن را می بافد، «مبل ملایر» که تصور کنید نوشته از روستاهای ملایر به ایتالیا صادر می شود و ... جمعی از اضداد و شگفتی ها را دربرمی گیرد.
به جرات می توانم بگویم تنها نمایشگاهی در تهران است که مختص طبقات مرفه نیست و مردم از هر قشر و طبقه ای فرادست و فرودست آمده اند و بالتبع بازار بازدید مسئولان داخلی و سفیران خارجی هم داغ است؛ از همین رو کنجکاو می شوم تا ببینم این رویداد بزرگ که برای عرضه توانمندی های مردم ما است آیا ناظر خارجی رسانه ای خارجی هم دارد یا خیر؟
جستجوی من هرچند به سختی اما بالاخره نتیجه می دهد، ابتدا با «احمد موسوی» صحبت می کنم تصویربردار شبکه ملی کویت ؛ شنیدن اینکه «اینجا نمادی از اتحاد ملی و همبستگی اقوام گوناگون ایرانی است» از زبان او که گاهی ما تصور شعارگونه از این بدیهیات داریم برایم جالب است.
و وقتی همین موضوع را در پاسخ به انگیزه خبرنگاران شبکه های خارجی یورنیوز و ال بی سی لبنان، حبر و کودوس ترکیه، شبکه های البلادی،آفاق و العدل عراق می شنوم حس غروری زیر پوستم می دود.
گویا خبرنگاران سی سی تی وی چین، تمدن افغانستان و راشا تودی روسیه هم از نمایشگاه پوشش تصویری داشته اند که پیش از اختتامیه محل را ترک کرده اند.

** توانمندی روستایی در کشاورزی، صنایع خرد، محصولات دارویی و خوراکی = توانمدی ملی
واقعا آن متفکر بزرگ درست گفته که« تمدن شهرهای بزرگ از روستاهای کوچک آغاز می شود». اگر بخواهیم در «سال اقتدارو عمل» مفهوم توسعه پایدار و خوداتکایی را در قالب اقتصاد مقاومتی تحقق ببخشیم چه چیزی بهتر و فراتر از این که به داشته های خود تکیه کنیم.
چه کسی است معترف نباشد که توانمندی روستایی در صنایع دستی، کشاورزی، صنایع خرد، محصولات دارویی و خوراکی برابر با توانمدی ملی است!

** ایران را دوباره بشناسیم
مجال گزارش من به سبب شروع مراسم اختتامیه نمایشگاه به اتمام رسیده اما باور دارم ناگفته هایم از این رویداد غرور انگیز و ثمربخش، بسیار فراتر از گفته ها است .
باور دارم از تصمیم گیران دولتی و حکومتی گرفته تا تک تک ما شهروندان برای اهتزاز دوباره پرچم ایران بر فراز قلل دانش و اقتصاد دنیا، برای دستیابی به رفاه پایدار و برای احیای اعتبار ایران بزرگ اسلامی باید« ایران را دوباره بشناسیم».
فراهنگ** 3079** 1823 گزارش: علی اسدی** انتشاردهنده: طاهره نبی اللهی

اطلاعات تکميلي

خواندن 725 دفعه

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

آخرین اخبار

اخبار انتشارات دیجیتال

پربازدیدترین اخبار