یکشنبه, 05 دی 1395 ساعت 11:42

همانگونه که گفته شد - غلامرضا مالک زاده**

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
نخستین روایت :‌ از 30 دانش آموز کلاس، 22 نفرشان با کتاب های باز و بردست گرفته مقابل آموزگار ایستاده بودند. یکی صحبت کرد و گفت: رضایی عین کتاب ننوشته ولی مثل ما که کلمه به کلمه از کتاب نوشته ایم، نمره کامل گرفته است.آموزگارهرچه گفت که رضایی منظور را رسانده و نمره کامل حقش است، آن 22 دانش آموز نپذیرفتند.
دومین روایت: دانش آموز به همه پرسش ها پاسخ داد. نمره ای که گرفت باب میلش نبود. جویای موضوع شد. پاسخ ها درست بودند ولی مسئولان مدرسه به او گفتند همانند جمله های کتاب ننوشته ای.اعتراض کرد اما بازرسان ناحیه به یکسان نویسی و لزوم انتقال آنچه درکتاب آمده بود بر روی برگه امتحانی اعتقاد داشتند.
سومین روایت: چهار نفر برای توضیح درس پای تخته رفتند. از بین آنان فقط مهرانی نمره کامل گرفت. او برای توضیح درس چنین آغاز کرده بود: به نام خدا، پیشگفتار، همانگونه که گفته شد...
چهارمین روایت:چند دانش آموز و خانواده هایشان مقابل اداره کل آموزش و پرورش تجمع کرده بودند. حرف شان این بود سوالاتی که در امتحان آمده بود، خارج از کتاب های درسی است.پرسیده شد:‌آیا موضوع سوالات هم خارج از درس بوده؟ گفتند:‌نه، دانش آموزان فقط همین مثال ها و توضیحات کتاب را کلمه به کلمه حفظ کرده بودند.
پنجمین روایت: بیست وششم آذر 95 وزیر آموزش و پرورش عنوان کرد:درتمام مدارس ما نشستن دانش آموزان حالت خطابه ای و پشت سرهم دارد و معلم باید تنها برای دانش آموزان صحبت کند و آنها گوش دهند.
فخرالدین احمدی دانش آشتیانی که برای گشایش طرحی آموزشی به شیراز سفر کرده بود همچنین گفت:اگر می خواهیم تعلیم و تربیت به درستی شکل گیرد باید نگرش دیگری درمورد دانش آموزان داشته باشیم طوری که دانش آموز از معلم و معلم از دانش آموز فرا گیرد و سامانه یادگیری دوطرفه ایجاد شود.
او بیان کرد: معلم باید تسهیل گر باشد و اجازه دهد دانش آموزان برای تحقیق و فرآیند یادگیری به معلمان مشاوره دهند که این روند باعث بروز خلاقیت و افزایش قدرت تفکر دانش آموزان می شود.
آنچه وزیر آموزش و پرورش گفت این است که برای ایجاد خلاقیت و مهارت آموزی در دانش آموزان نیازمند معلم خلاق هستیم وبرای ایجاد خلاقیت درمعلمان باید آزادی عمل بیشتری به آنها دهیم تا بتوانند در فرایند آموزشی ابتکار داشته باشد.
دانش آشتیانی تعبیردیگری به کاربرد و بیان کرد که در آموزش و پرورش ابتدا باید به مغزافزار پرداخت و به دنبال آن سخت افزار و نرم افزار نیز به دست می آید.
سخن وزیر آموزش و پرورش قابل تامل است که در شرایط فعلی برای هر دانش آموز بیش از 2 میلیون تومان بودجه تعیین و هزینه می شود که این به معنای هزینه کرد 27 تریلیون تومان اعتبار در سال 95 برای 13 و نیم میلیون دانش آموز است.
این در صورتی است که بنا به گفته این مقام، حدود 2 برابر این هزینه دولتی را خود مردم صرف تهیه کتاب درسی، آموزشی و کلاس های آموزشی فرزندانشان می کنند.
اختصاص وپرداخت چنین هزینه های سنگینی اگرمنجر به تربیت دانش آموزان خلاق نشود و برخی معلمان و کارگزاران آموزشی وحتی دانش آموزان و خانواده هایشان همچنان به چارچوب بسته مباحث کتاب و تکرار و تلقین اعتقاد داشته باشند، نمی تواند منطقی باشد.
اگر چه اولیای امور حتی در سطوح بالا از نبود خلاقیت دانش آموزان گلایه دارند و علت آن را هم مربوط به روش آموزشی موسوم به «هرچه در کتاب آمده» می دانند اما به نظر نمی رسد برنامه مشخصی برای دگرگونی این روش تدوین کرده باشند.
روش های خلاقانه ای که گاهی برخی آموزگاران برای گذر از روش های تثبیت شده ودر قالب «همانگونه که گفته شد» عرضه می کنند، جرقه هایی است که پرتو ماندگار ندارند و اقدامات شخصی و گذرا ارزیابی می شوند.
بیان مزایای نظام آموزشی فلان کشور آمریکایی، اروپایی و آسیایی درصورتی خوب است که برای ما آموزنده باشد.
حسرت خوردن و بی عملی نسبت به نظام آموزشی کشورهایی که خلاقیت دانش آموزان را تقویت کرده اند، منجر به تداوم روش های ناکارآمد کنونی و بلاتکلیفی شده و می شود.
شیپوربیدارباش برای اولیای دانش آموزان و دست اندرکاران نظام آموزشی مبنی بر لزوم دگرگونی در روش های تدریس مدت هاست به صدا درآمده ولی به نظر می رسد فقط شنیده می شود و کسی به آن گوش نمی سپارد.
برگزاری هر چند یکبار الگوهای تدریس برتر که پیشتر رواج داشت وگویا مدتی است که دیگر برپا نمی شود، راه به جایی نبرد زیرا ضمانت اجرایی برای فراگیری این روش ها مشخص نشده بود.
اگر قرار باشد الگوهای برتر در هر دوره صرفا برای جشنواره و بردن جایزه باشد و پس از آن فراموش شود تا جشنواره بعدی بیاید و جایزه ای دیگر، آشکار است که این رویه منجر به کارایی نمی شود.
پیشنهاد مشخص این است:با استفاده از الگوهای برتر تدریس عملی و غیر جشنواره ای، تجربیات موفق کشورهای مختلف و یاری گرفتن از کارشناسان دانشگاهی و حتی خود دانش آموزان، روش های خلاقانه و قابل انعطاف برای پیشبرد امور درسی دانش آموزان طراحی شود.
راه اصلاح روش های تدریس همواره باز باشد و این تلقی ایجاد نشود که همین است و نیست جز این.
سخن آخر، سخنی طنز است که درباره آموزش درمدارس ما ساخته شده و نشانگراین است که آموزش ها ازهمان دوران ابتدایی مشکل داشته است .
طنز این است: ‌از دانش آموز کلاس اول ابتدایی پرسیده بودند اگر سه انار داشته باشی و یکی را به دوستت بدهی، چند انار برایت باقی می ماند؟ دانش آموز پاسخ داده بود: مثال های معلم ما همیشه با پرتقال بوده، با انار بلد نیستم جواب بدهم.
**دبیر ایرنا دراستان فارس
1876/1042
**انتشار دهنده: فاطمه نوری جهانگرد

اطلاعات تکميلي

خواندن 513 دفعه

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

آخرین اخبار

اخبار انتشارات دیجیتال

پربازدیدترین اخبار